دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
خانه » مذهبی » زندگینامه بزرگان دین » زندگینامه خضر نبی علیه السلام
telegram
زندگینامه خضر نبی علیه السلام

زندگینامه خضر نبی علیه السلام

زندگینامه حضرت خضر نبی علیه السلام 

 

زندگینامه حضرت خضر (ع)

زندگینامه حضرت خضر (ع)

 

حضرت خضر علیه السلام یکی از پیامبران الهی است که در قران آیاتی درباره ایشان بیان شده است .زمان زندگی حضرت خضر را از قبل ازحضرت  موسی تا حال حاضر می داندو بر این عقیده هستند که ایشان از چشمه حیات خورده اند و عمر جاودانه دارند .

 

بیوگرافی حضرت خضر (ع)

حضزت خضر(ع) از انبیا ء الهی است . از فرمایش امام صادق علیه السلام چنین بر می‌آید که خضر را خدا به سوی قومش مبعوث فرموده بود و او مردم را به سوی توحید و اقرار به انبیاء و فرستادگان خدا و کتاب‌های او دعوت می‌کرد.از معجزاتش این بود که روی هر زمین خشکی می‌نشست، زمین سبز و خرم می‌گشت و دلیل نامش، خضر(سبز) نیز همین است. زندگی او، از قبل از زمان موسی تا زمان حاضر، و ادامهٔ زندگیش تا آخر الزمان، مورد اتّفاق مسلمانان است. مجموعهٔ روایات، مؤیّد آن است که طولانی‌ترین عُمر را در میان فرزند آدم دارد. گفته‌اند خضر از اولاد سام بن نوح و پسرخالهٔ ذوالقرنین بود. در وجه تسمیه وی نوشته‌اند که هر کجا مینشست سبز می‌شد. با این حال بنا به برداشتی نیز، دو نفر با نام خضر وجود داشته‌اند، خضر اکبر که از اولاد سام بن نوح بوده و خضر ثانی که از انبیای بنی اسرائیل و مصاحب حضرت  موسی بوده است. خضر در واقع برابر با رافائیل مسیحیان است. امام صادق (ع)آورده اند که…اما آن بنده صالح خدا خضر؛ خداوند عمر او را نه به خاطر رسالتش طولانى گردانید و نه به خاطرکتابى که بدو نازل کند و نه به خاطر این که به وسیله او و شریعت او، شریعت پیامبران پیش از او را نسخ کند و نه به خاطر امامتى که بندگانش بدو اقتدا نمایند و نه به خاطر طاعتى که خدا بر او واجب ساخته بود؛ بلکه خداى جهان آفرین، بدان دلیل که اراده فرموده بود عمرگرامى قائم (ع) را در دوران غیبت او بسیار طولانى سازد و مى دانست که بندگانش بر طول عمر او ایراد واشکال خواهند نمود، به همین جهت عمر این بنده صالح خویش، خضر را طولانى ساخت که بدان استدلال شود و عمر قائم (ع) بدان تشبیه گردد. بدون تردید او زنده است وهم اکنون بیش از شش هزار سال از عمر شریفش مى گذرد. امام رضا(ع) مى فرماید:«حضرت خضر(ع) از آب حیات خورد،او زنده است وتا دمیده شدن صور از دنیا نمى رود، او پیش ما مى آید وبر ما سلام مى کند، ما صدایش را مى شنویم و خودش را نمى بینیم، او در مراسم حج شرکت مى کند وهمه مناسک را انجام مى دهد، در روز عرفه در سرزمین عرفات مى ایستد وبراى دعاى مؤمنان آمین مى گوید. خداوند به وسیله او در زمان غیبت، از قائم ما رفع غربت مى کند و به وسیله او وحشتش را تبدیل به انس مى کند». از این حدیث استفاده مى شودکه حضرت خضر(ع) جزء سى نفرى است که همواره در محضر حضرت بقیه الله (ع) هستند، ورتق وفتق امور به فرمان آن حضرت در دست آن هاست قران کریم طی آیات ۶۰ تا ۸۲ کهف دیدار حضرت موسی را با ایشان بیان می کند. بنا به روایات از ائمه اطهار علیه السلام، مسکن و محل زندگی حضرت خضر مسجد سهله، می باشد که در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی به این مطلب اشاره شده است. در این مسجد مقام حضرت خضر (ع) وجود دارد که خواندن نماز و دعای مخصوص در این مقام دارای اجر و ثواب عظیمی است. از داستان‎های جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است که در قرآن در سوره کهف آمده و دارای نکات و درسهای آموزنده گوناگونی است، در این راستا نظر شما را به فرازهایی از آن داستان جلب می‎کنیم.

 

خضر و آب حیات، بر پایهٔ روایات

دیدار با ذوالقرنین
خضر از شاهزادگان بود و پدرش مال و نعمت بسیار داشت. اما خضر دوستدار حکمت بود و به راه پیغمبری می‌رفت، و تا در خانوادهٔ خود بود، به راهنمایی گمشدگان و دستگیری بینوایان می‌پرداخت و چون به پیغمبری رسید به راهنمایی قوم ذوالقرنین فرمان یافت ذوالقرنین جهانداری آگاه بود و خضر را گرامی داشت و خداپرستی وی را ستایش می‌کرد و در کارها با وی مشورت می‌کرد و کار دین و شریعت مردم را به او محول می‌ساخت.

جستجو برای آب حیات
ذوالقرنین عمری دراز داشت اما عمر جاویدان می‌خواست و در کتاب‌ها خوانده بود که در جهان چشمه‌ای هست نامش آب حیوان یا آب حیات که هر که از آن بنوشد عمر جاوید یابد. پس راز آن را از خضر پرسید و خضر نشانی‌ها که می‌دانست می‌گفت و چون معلوم شده بود که جای چشمهٔ آب حیات در ظلمات است، ذوالقرنین عزم راه کرد و خضر و الیاس را با خود همراه کرد که الیاس نیز از برگزیدگان روزگار بود. مدت‌ها در سرزمین تاریک جهان گردش کردند و از هر آبی و چشمه‌ای امتحان کردند اما خوردن آب حیات ذوالقرنین را نصیب نبود و خضر و الیاس در جستجو به آب حیات رسیدند و از آن نوشیدند و اثر آن را دانستند و چون به ذوالقرنین خبر رسید هرچه جستجو کردند دیگر آن چشمه را نیافتند و چون مدت سفر دراز شده بود و آذوقه کم داشتند برگشتند تا دوباره با اسباب فراهم بروند. اما عمر ذوالقرنین به سفر دوباره نرسید و بدینسان خضر و الیاس عمر جاوید یافتند و می‌گویند الیاس در جوانی کشتی‌بان بود و سفر دریا دوست می‌داشت و بدین سبب وی بیش‌تر در دریاها به سر می‌برد و گمشدگان و درماندگان را راهبری می‌کند و خضر در خشکی‌ها به سر می‌برد و هر که در خدمت مردم و راستی و پا کی کوتاهی نکند و دیدار خضر را دریابد و از او حاجت بخواهد حاجتش برآورده شود و هرچه از او بپرسد جواب درست بشنود.

 

صفات بارز حضرت خضر(ع)

حضرت خضر(ع) دارای ویژگی های زیادی است که به بـرخـی از آنها به استناد روایات اشاره می کنیم:

۱. وی از جمله کسانـی است که به چشمه آب حیات دست پیدا کرده و مقداری از آن را نوشیده است؛
۲. خضر(ع) هـم اکنون زنده است و تا نفخ صور زنده خـواهد بـود؛
امام رضا(ع) فرمـود: «خضر از آب حیات نـوشید، پـس او زنده است تا نفخ صور دمیده شود.»
حلبـی نیز در همیـن راستـا آورده است که: «اجمع العلماء بـالنقل علـی کـون الخضـر حیـا بـاقیـا الـی لان»؛
۳. خـداوند به خضر(ع) تـوان و قدرت نیرومندی عطا کرده؛ چنان که طریحـی می نـویسد: خداوند به خضر تـوان و قدرت بسیار بالایی عطا کـرد.
۴. از خصوصیات و ویژگی های خضر ایـن بوده که به هر کجا می نشست، آنجا سرسبز می گشت. امام صادق(ع) فرمـودند:
«بر هیچ تخته خشکیده ای نمی نشست؛ مگر آنکه سبز می گشت و بر هیچ زمینـی بـی آب و علف قرار نمی گرفت؛ مگر آنکه سرسبز می گشت و به همیـن جهت خضر نامیده شـد.»
همچنیـن گفته شـده که هر گاه به نماز می ایستاد، اطرافـش سـرسبز می گشت؛
۵. قرآن مجید هر چند آشکارا نام او را نبرده است؛ امّا از او به عنـوان عالـم یاد کـرده است و در سـوره کهف در جـریان ملاقات حضرت مـوسـی با خضر چنیـن می فرماید: «فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَینَاهُ رَحْمَهً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا»؛
۶. هر کجا نامـش برده شـود، فـوراً حاضر می گردد. امام رضا(ع) درباره ایـن ویژگی می فرماید:
«وَ إِنَّهُ لَیحْضُرُ حَیثُ مَا ذُکرَ فَمَنْ ذَکرَهُ مِنْکمْ فَلْیسَلِّمْ عَلَیه؛
هر کجا از او یاد شود، همان جا حاضر می شود, پـس هـر یک از شمـا به یـاد او افتـاد، بـر او سلام کنـد.»؛
۷. حضور همه ساله، در مراسم حج.
امام رضا(ع) می فرماید: «وَ إِنَّهُ لَیحْضُرُ الْمَوْسِمَ کلَّ سَنَهٍ فَیقْضِی جَمِیع
الْمَنَاسِک وَ یقِفُ بِعَرَفَهَ فَیؤَمِّنُ عَلَی دُعَاءِ الْمُؤْمِنِینَ؛
همه سـاله در مـراسـم حج حضـور می یابد و تمـام مناسک حج را نیز انجام می دهد و در عرفات در کنار سایر حجّاج خانه خدا می ایستـد و برای دعای مؤمنان آمین می گوید.»؛
۸. انـدرزگـویـی و نصیحت پذیری. از دیگر ویژگی های حضرت خضـر(ع) ایـن است که هم به دیگران توصیه و اندرز می داده و هـم دنبال آن بـوده که از نصایح و گفته هـای بزرگـان و صـالحـان کمـال بهره و استفاده را ببرد.
مثلاً گاه می بینیـم که معصومان(ع)، امثال امام صادق و امام باقر و امام زین العابدیـن(ع) وصایای او را به مـوسـی و اندرزهایش را به دیگران برای ما نقل کرده اند و گاهـی هـم روایت کرده اند که خضر به محضرشان می رفته و درخـواست نصیحت و تـوصیه می نموده، مثلاً به امیرالمـؤمنیـن(ع) پیشنهاد کرد که مرا به کاری راهنمایـی کـن که اگر آن را انجام دهـم، خداوند مرا از آتش جهنّم نجات دهد.

 

زندگینامه حضرت خضر (ع)

زندگینامه حضرت خضر (ع)

حیات حضرت خضر(ع)

۱. در برخی روایات از طرق شیعه و سنّی نقل شده که حضرت خضر(ع) از آب حیات نوشیده است. بر فرض صحّت دلالت و سند حدیث یاد شده، آب حیات در روایت توضیح و تبیین نشده و حقیقتش برای ما روشن نیست. مگر این احتمال که منظور از آب حیات همان علم و معرفت به حقایق است؛ چنان که در برخی روایات آب به علم و معرفت تفسیر شده است.

چنان که در ذیل آیه «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّریقَهِ لأَسْقَیناهُمْ ماءً غَدَقًا» روایتی از امام صادق(ع) داریم که منظور از «ماءً غَدَقًا» همان علم و معرفت است؛ امام صادق فرمودند: «لأفدناهم علما کثیرا یتعلمونه من الأئمه».

در برخی روایات آمده است که امام صادق(ع) فرمودند:
«خداوند به حضرت خضر(ع) عمر طولانی عطا فرمود؛ زیرا خدا می خواست به قائم ما (حضرت مهدی(عج) عمر طولانی بدهد و می دانست) که بندگانش بر طول عمر او اشکال خواهند کرد، به همین جهت، عمر بنده اش حضرت خضر را طولانی گردانید که عمر طولانی حضرت قائم به آن تشبیه شود.»

 

 غیبت حضرت خضر

بر اساس برخی روایات، حضرت خضر(ع) از چشمه آب حیات نوشیده و به زندگانی طولانی دست یافته است، هر چند برخی دانشمندان روایت بیان کننده این مطلب را قطعی و استوار ندیده اند و در هر صورت باید با دقّت بیشتر و بر اساس اصول سنجش حدیث با این گونه روایات روبه رو شد

امّا اینکه چرا زنده است و زنده بودن او چه فایده ای دارد؛ به طور کامل و دقیق بر کسی معلوم نیست و شاید بتوان گفت کار او هدایت و نجات برخی از افراد است.

مرحوم علّامه مجلسی از حضرت امام رضا(ع) روایت کرده است: حضرت خضر از آب حیات خورد و او زنده خواهد ماند تا در صور بدمند و همه زندگان بمیرند و می آید به نزد ما و بر ما سلام می کند و ما صدای او را می شنویم و او را نمی بینیم و هر جا که نام او یاد شود، او در آنجا حاضر می شود، پس هر که او را یاد کند، بر او سلام کند و در موسم حج در «مکه» حاضر می شود و حج می کند و در «عرفات» وقوف می کند و برای دعای مؤمنان آمین می گوید. زود باشد که حق تعالی خضر را مونس قائم آل محمّد(ص) گرداند، در وقتی که آن حضرت از مردم غایب گردد و در تنهایی رفیق آن حضرت باشد.

از این روایت استفاده می شود که یکی از حکمت های عمر طولانی حضرت خضر خدمت گزاری به پیامبران، مؤمنان و بالأخص حضرات اهل بیت (ع) و خدمت ویژه به حضرت حجّت (عج) است.

آنچه از مطالعه منابع روایی و تفسیری به دست می آید، این است که حضرت خضر(ع) در زمان حضرت موسی(ع)، پیرو آیین آن حضرت بوده است و قطعاً اکنون پیرو دین اسلام هستند؛ زیرا با آمدن شریعت جدید، برای همیشه شریعت پیشین منسوخ شناخته می شود. از این رو با آمدن شریعت اسلامی، همه شرایع پیشین برای همیشه منسوخ خواهد بود.

دین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی با بعثت حضرت محمّد(ص) به همه جهانیان ابلاغ گردیده و با آمدن اسلام، ادیان پیشین منسوخ شده اند؛ زیرا با وجود کامل، نیازی به ناقص نمی باشد.

البتّه قرآن کریم که دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی می کند نه چند تا، یک نام روی آن می گذارد و آن «اسلام» است. البتّه مقصود این نیست که در همه دوره ها دین خدا با این نام خوانده می شده است و با این نام در میان مردم معروف بوده است؛ بلکه مقصود این است که حقیقت دین دارای ماهیّتی است که بهترین معرّف آن لفظ اسلام است و این است که می گوید: «انَّ الدّینَ عِندَاللهِ الاسلام؛ دین در نزد خدا اسلام است». یا می گوید: «ما کان ابراهیمَ یَهُودیّاً وَ لا نَصرانیّاً ولکنَّ کانَ حَنیفاً مُسلِماً؛ ابراهیم نه یهودی و نه نصرانی، بلکه حق جو و مسلم بود».

 

چگونگی دیدن حضرت خضر 

در اینکه آیا می شـود حضـوراً به خدمت خضر رسید یا نه، باز روایات دو دسته هستند، دسته اوّل آنهایی می باشند که امکان رؤیت را نفـی کـرده، حتـّی از امامان معصـوم. مثلاً از امام رضـا(ع) نقل شـده که فـرمـود: «و اءنه لیاءتینـا فیسلـم فنسمع صـوته و لا نـری شخصه. ..؛خضر نزد ما می آید و به ما سلام می کنـد، پـس ما صـدایـش را می شنویم؛ ولی شخص او را نمی بینیم.» همچنیـن از حضرت رضا(ع) روایت شـده که «هنگامـی که رسـول خـدا(ص) رحلت کرد، شخصـی در خانه اهل بیت آمده و به آنان تعزیت و تسلیت گفت, اهل بیت صدایـش را می شنیدند؛ امّا شخص او را نمـی دیدند, حضرت علـی(ع) فرمـود: «ایـن خضر است که آمـده و مصیبت پیـامبـر(ص) را به شمـا تعزیت می دهـد.» از امــام

زیـن العابـدیـن(ع) شبیه آنچه که گذشت، نقل شــــده است.

دسته دوم روایـاتـی هستنـد که از آنها چنیـن بـرمـی آیـد: علاوه بـر اینکه معصومان صدای خضر را می شنیدند، شخص او را نیز می دیدند و گاهی هـم یـاران امـام بـا خضـر ملاقـات می کـردند.

و بارها دیده شده که به حضور امامان رسیده و سؤالاتی از آنان پرسیده که در برخی موارد پاسخ پرسش ها را به فرزند معصومشان واگذار کرده اند.

همان گونه که روایت شده، امام باقر(ع) در حج بودند، مردی به حضور امام رسید و دو زانو نشست و از آن حضرت سؤالی کرد. امام باقر(ع) فرمودند: «از فرزندم جعفر(ع) بپرس.»

و در آخر خبر آمده که امام بـاقر(ع) فرمود: «این خضر است.»

همچنین از ملاقات های مکرّر خضر با حضرت امیر(ع) گفته شده است که هم میثم تمّار و هـم شرطه الخمیـس شخص خضر را دیده بـودنـد. آنها گمان برده بودند که او دشمـن علـی(ع) است و از تاریکـی شب استفاده کرده تا علی را ترور بنماید. همچنیـن از ملاقات و گفت وگـوی مکرّر خضر با امام زین العابدین(ع) در مدینه گفته شده است و در بیـن راه مکه و مدینه امام صادق(ع) چـوبی از درخت طـوبـی را جهت رفع تشنگـی داوود رقّـی، به وسیله او فرستاده است.

خضر(ع) بـا اهل بیت(ع) تماس حضوری داشته؛ بلکه بسیاری اوقات کارهای معصومان را نیز انجام می داده است؛ امّا نسبت به سایـر مردم در زمان حیات معصومان گاه گاهی مورد رؤیت بوده است و امّا در زمان غیبت, همانند خود امام زمان(ع) جز در مـوارد بسیار نادر, برای احدی قـابل رؤیت و شناسایی نمـی بـاشـد.

 

زندگینامه حضرت خضر (ع)

زندگینامه حضرت خضر (ع)

مکان های منتسب به حضرت خضر(ع)

بنا به روایات از ائمه اطهار(ع)، مسکن و محلّ زندگی حضرت خضر(ع)، «مسجد سهله» می باشد که در «مفاتیح الجنان» شیخ عبّاس قمی به این مطلب اشاره شده است. در این مسجد، مقام حضرت خضر(ع) وجود دارد که خواندن نماز و دعای مخصوص در این مقام دارای اجر و ثواب عظیمی است.

در «کوه شهبازبند»، حدود ۲۵ متر بالاتر از سطح زمین، دو غار مصنوعی و یک غار طبیعی در کنار هم قرار دارند که این سه غار را مردم بومی بان مسیتی می گویند. در زبان بلوچی، بان مرد صالح و خداپرست و تارک دنیا را می گویند و مسیتی معبد و پرستشگاه خوانده می شود. در درون یکی از غارها که طبیعی و کوچک است، یک آرامگاه مکعب و صندوقچه ای که ارتفاع گنبد آن چهل سانتی متر است، دیده می شود. روی دیوارهای سه طرف گنبد، با جوهر قرمز و بنفش، خطوط و علاماتی نقش بسته که بیشتر به خطّ «گجراتی» و خطوط هندی شباهت دارد. غار دوم به فاصله هفت قدم در سمت راست این غار، با سکویی از گچ و سنگ ساخته شده است. بر بدنه این سقف طبیعی، آثار تراش و ابزار کار به خوبی پیداست. دهانه غار ۸۰ سانتی متر است. غار سوم به فاصله ۵۰ متر در سمت چپ غار اصلی قرار دارد که طول قوس دهانه آن ۲۰ متر است. در درون آن به فاصله کمی پس از ورود حفره ای عمومی قرار دارد که گویا به جایی در دل کوه و در عمق آن متّصل است. به نظر می آید که این غارها به منزله توقّفگاه ها یا مذبح یا پرستشگاه بوده است که سکویی برای انجام اعمال مذهبی یا تشریفات دیگر در سرتاسر پهنه جلوی هر سه غار ساخته بوده اند.

این مکان در «ایرانشهر» به قدمگاه خضر نبی(ع) مشهور است.

در شش کیلومتری شهر «قم»، کوهی وجود دارد که از فراز آن می توان همه شهر را با یک نگاه طی کرد. این کوه منسوب به حضرت خضر(ع) با قدمت سه هزار سال است. می گویند بر قلّه این کوه در سه هزار سال پیش غاری بوده است که خضر پیامبر(ع) در آن غار به عبادت و نیایش می پرداخته، غاری که امروز به مسجد کوچکی با ظرفیّت ۱۰۰ تا ۱۵ نفر تبدیل شده است و سال ها پیش از این، در حالی که هنوز قم آن قدر بزرگ نشده بود که خود را به دامنه این کوه برساند، معبد عارفان و سالکان و اوتاد و خلوتکده ای برای شب زنده داری و عبادت عالمان و عاشقان طریقت حق بوده است و همچنین می گویند: حضرت خضر نبی(ع) در «مسجد اموی» همواره نماز می گذاشته است، مکان نماز ایشان در سمت شرقی قبله (جنوب شرقی) نزدیک مناره شرقی بوده است. اکنون نزدیک به محراب اصلی مسجد و به موازات «مقام هود» بر دیوار قبله، عنوان «هذا مقام خضر النّبی» بر تابلویی سبز دیده می شود. گفتنی است، در بسیاری از نقاط «سوریه» مقام حضرت خضر(ع) دیده می شود.

 

سرانجام حضرت خضر(ع)

سرانجام کار خضر به کجا خـواهـد رسید و تا چه وقت زنـده می مـانـد و آیـا مـرگ بـرای او هست تا نیست؟

از آنجایی که قرآن می فرماید: «کلّ نفس ذائقه الموت» مرگ بر همه مقدّر شده, بنابرایـن خضر هـم خواهد مرد؛ امّا چه وقت, این را بایـد از روایات و اقـوال مفسّران به دست آورد.

نیشابـوری از ثعلبی نقل می کند که گفته می شود، حضرت نمی میرد؛ مگر در آخرالزّمان، بعد از آنکه قـرآن بـالا می رود.

و همچنیـن از نیشـابـوری نقل گـردیـد که: آخرین کسی که از بنی آدم از دنیا می رود, الیـاس و خضــر است و از امام رضا(ع) نقل شـد که فـرمود: «خضر زنده است تـا نفخ صور دمیده شود.»

زندگینامه حضرت خضر (ع)

زندگینامه حضرت خضر (ع)

راز عمر خضر(ع) برای استدلال به امام زمان(عج)

مسئله مهمّ دیگر ایـن است که خـداوند عمر طـولانـی به خضر(ع) عنایت فرمـود تا بر طـولانی بـودن عمر امام زمان(عج) دلیل باشد و بهانه را از دست دشمنان بگیرد.

سدیر صیرفـی ضمن حدیث مفصّلی از امام صادق(ع) در ایـن جهت, می فرماید:

«و امّا عبد صالح، یعنـی خضر به درستی که خداوند هرگز عمر او را طولانی ننمود تا اینکه نبوّتی برایش مقدّر کرده باشد و نه به جهت کتابـی که بر او نازل شـود و نه به جهت شریعتی که با آن, شـریعت پیامبـر(ص) را نسخ کـرده بـاشـد و نه بـرای امامتـی که بندگان را به پیروی از او ملزم کند و نه برای طاعتـی که خداوند برای او فرضـی کرده باشد؛ بلکه چـون در علـم خدا گذشته بـود که تقـدیری در عمر حضـرت قائم در ایام غیبت خـواهـد داشت و نیز در علـم او، انکار ایـن جهت از امّت گذشته بـود, خـواست تا عمر حضرت قائم به درازای عمر عبد صالح، یعنی خضر طولانی شـود و ایـن زنده نگه داشتـن و طـولانی کردن عمر خضر جز برای استدلال نمودن به عمر حضـرت قائم و بـرای ابطال حجّت منکـران، هیچ دلیل دیگری نـدارد.»

 

حضرت خضر در آیات قرآن

داستان خضر در قرآن آمده است اما بر اساس روایات می‌گویند این شخص خضر است. داستان خضر در آیات ۶۵ تا ۸۲ سورهٔ کهف در قرآن چنین آمده‌است:

در آن جابنده‌ای از بندگان ما را یافتند که رحمت و موهبت عظیمی از سوی خود به او داده، و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.ایه «۶۵» موسی به او گفت: (آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟) «۶۶» گفت: (تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی! «۶۷» و چگونه می‌توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی شکیبا باشی؟! «۶۸» موسی گفت: (به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت؛ و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد!) «۶۹» خضر گفت: (پس اگر می‌خواهی به‌دنبال من بیایی، از هیچ چیز مپرس تا خودم [به موقع] آن را برای تو بازگو کنم) «۷۰» آن دو به راه افتادند؛ تا آن که سوار کشتی شدند، خضر کشتی را سوراخ کرد.موسی گفت: (آیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی؟! راستی که چه کار بدی انجام دادی!) «۷۱» گفت: (آیا نگفتم تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی؟ !) «۷۲» [موسی] گفت: (مرا بخاطر این فراموشکاریم مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر!) «۷۳» باز به راه خود ادامه دادند، تا اینکه نوجوانی را دیدند؛ و او آن نوجوان را کشت. موسی گفت: (آیا انسان پاکی را، بی آنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟! براستی کار زشتی انجام دادی!) «۷۴» باز آن مرد عالم گفت: (آیا به تو نگفتم که تو هرگز نمی‌توانی با من صبر کنی؟!) «۷۵»موسی گفت: (بعد از این اگر دربارهٔ چیزی از تو سؤال کردم، دیگر با من همراهی نکن؛ زیرا از سوی من معذور خواهی بود!) «۷۶» باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قریه‌ای رسیدند؛ از آنان خواستند که به ایشان غذا دهند؛ ولی آنان از مهمان کردنشان خودداری نمودند؛با این حال در آن جا دیواری یافتند که می‌خواست فروریزد؛ و [آن مرد عالم] آن را برپا داشت. [موسی] گفت: (لااقل می‌خواستی در مقابل این کار مزدی بگیری!) «۷۷» او گفت: (اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده؛ اما بزودی راز آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی، به تو خبر می‌دهم. «۷۸» اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‌کردند؛ و من خواستم آن را معیوب کنم؛ چرا که پشت سرشان پادشاهی ستمگر بود که هر کشتی سالمی را بزور می‌گرفت! «۷۹» و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند؛ و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد! «۸۰» از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جای او، فرزندی پاکتر و با محبت‌تر به آن دو بدهد! «۸۱» و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود؛ و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت؛ و پدرشان مرد صالحی بود؛ و پروردگار تو می‌خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند؛ این رحمتی از پروردگارت بود؛ و من آن کارها را خودسرانه انجام ندادم؛ این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!) «۸۲» و از تو دربارهٔ (ذو القرنین) می‌پرسند؛ بگو: (بزودی بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد) «۸۳»

 

منبع :نفس

گردآوری :نسیم فان

 

 

 

 

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (2 امتیاز, متوسط: 3٫00 از 5)
Loading...

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت نسیم فان محفوظ است - پارس تمز