بایگانی برچسب ها: به ناچار ازدواج کردن

خواست همسرم بود که بادوستانش صمیمانه تر رفتارکنم!!!

خواست همسرم بود که بادوستانش صمیمانه تر رفتارکنم!!!

خواست همسرم بود که بادوستانش صمیمانه تر رفتارکنم!!! هیچ کس حق نداشت روی حرف پدرم حرف بزندیا اعتراضی بکند بنابراین حرف هایم بیهوده بودهیچ کس به حرف هایم گوش نمی داد ومن به زور باچشمانی گریان سر سفره ی عقد نشستم. خواست همسرم بود که بادوستانش صمیمانه تر رفتارکنم!!! یک روز مانده به مراسم عقد کنان از عمویم خواستم با پدر صحبت کند و بگوید من، پسر عمه ام را دوست ندارم. هیچ وقت یادم نمی رود آنچنان سیلی از پدرم خوردم که خون از دماغم جاری شد. آن روز پ...

ادامه مطلب