کیش خوب همانند فوتبال خوب است، حرف نمی زند ، عمل می کند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
خانه » دین و مذهب » بزرگان دین » زندگینامه حضرت ابوالفضل العباس (ع)
زندگینامه حضرت ابوالفضل العباس (ع)

زندگینامه حضرت ابوالفضل العباس (ع)

زندگینامه قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس (ع) 

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

عالمان ربانی و فرهیختگان وادی اسرار براین باورند که حضرت عباس (ع)از بزرگان اهل فضل و بصیرت و آگاه به اسرار خاندان عصمت و طهارت بوده است .آن بزرگوار دانایی درس ناخوانده بود که عملش از منبع فیض الهی نشات می گرفت .وی در دامان پدرش امیر مومنان و برادر بزرگوارش اسرار الهی آموخته و از دامان پزرگواران بهره ها برده است .

 

 ولادت حضرت ابوالفضل (ع )

حضرت ابوالفضل(ع) در روز چهارم شعبان ۲۶ هجری به دنیا آمد .مادر ایشان جناب فاطمه دختر حزام کلابیه بود که بعدها به ام البنین معروف شد .مورخین نوشته اند که حضرت امیرالمومنین به برادر خود عقیل فرمود :زنی را از تبار دلاوران برای من اختیار کن تا از او فرزندی شجاع و دلیر به دنیا آید .عقیل فاطمه کلابیه را برای آن حضرت برگزید که فبیله و خاندانش در شجاعتبی مانند بودند .آن جناب او را تزویج نمود و از او چهار پسر متولد شد که بزرگترین آنها حضرت عباس بود و بعد عبدالله وجعفر و عثمان متولد شدند .
هنگام شهادت پدر بزرگوارشان هیجده ساله و در کربلا سی وهفت ساله بودند

 

نام وکنیه حضرت ابوالفضل(ع)

۱-عباس نام مشهور آن حضرت است به جهت شدت شجاعت و صولت او را عباس می نامیدند .عباس به معنای شیر بیشه و شیر درنده است ،چون آن جناب بسیار شجاع بود و در میدان های نبرد مانند شیر غضبناک حمله می کرد او را عباس می گفتند .
۲- ابوالفضل :به این جهت گویند که او پسری به نام فضل داشت است
۳-ابوالقربه :یعنی ملازم مشک به این جهت که آن سرور در کربلا در حفظ مشک آب سعی بسیار مینمودندکه آب را به تشنگان برساند تاحدی که دستهای خود را حافظ و جان را فدای آن گرداند .
۴-قمر بنی هاشم :چون صورتش مانند ماه درخشان وزیبا بود ودر شب تاریک چون روز می درخشیدند
۵-باب الحوائج :براثر کثرت کرامات و برآوردن حاجات از آن بزرگوار در شیعه وسنی به این نام شهرت یافتند

 

 

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

 

ادب حضرت ابوالفضل (ع)

در ادب آن جناب همین کافی است که هیچ گاه بدون اذن امام حسین (ع)نزد ایشان نمی نشستند و مانند بندهای کنار مولای خود بودند .واوامر و نواهی آن جناب را بیش از دیگرا اطاعت می نمودند و او را با ندای یا ابا عبدالله و یا سیدی صدا می فرمودند و در تمتم این مدت ایشان را برادر خطاب نکردند فمگر روز عاشورا آنوقت که بر آثر ضربت عمو آهنین از اسب به زمین افتاد

 

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

همسر و فرزندان حضرت عباس علیه السلام

حضرت ابوالفضل العباس(ع)، با لبابه دختر عبیدالله بن عباس، پسر عموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، ازدواج نمود. لبابه، از بانوان بزرگ زمان خویش بود و در فضایی آکنده از نور و قرآن و مالامال از عطر روح نواز محبت به خاندان وحی، دیده به جهان گشوده و در سایه سار «قرآن و عترت» تربیت یافته بود. مادر لبابه، ام حکیم جویری دختر خالد بس قرظ کنانی است.

تاریخ ازدواج چندان مشخص نیست اما از سن فرزندان حضرت عباس(ع) می توان حدس زد که ازدواج او بین سال های ۴۰ تا ۴۵ هجری صورت گرفته و اینکه سن او هنگام ازدواج بیست سال بوده است. ثمره این پیوند فرزندانی به نام های عبیدالله، فضل، حسن، قاسم ویک دختر بود. اما بین تاریخ نگاران د رتعداد آنها اختلاف نظر وجود دارد.

برخی، حضرت عباس(ع) را صاحب دو فرزند به نام های عبیدالله و فضل دانسته اند و برخی دیگرعبیدالله، حسن و قاسم برخی نیز عبیدالله و محمد را فرزندان او بر شمرده اند.

پس از شهادت حضرت عباس(ع) و فرزندان او در کربلا، لبابه به عقد زید بن الحسن(ع) «فرزند امام مجتبی(ع)»در آمد و از او صاحب دختری به نام نفیسه گردید. برخی دیگر نوشته اند: او از زید، فرزند پسری به دنیا آورد و نام او را حسن گذاشت. بنابراین،‌ «حسن» پسر حضرت عباس(ع) نبوده بلکه نوه حضرت می باشدکه از روی اشتباه در ردیف فرزندان او ذکر شده است.

 

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

حضور حضرت ابوالفضل العباس (ع)در حماسه عاشورا

آوازه دلاورمردی ‏های حضرت عباس علیه‏السلام چنان در گوش عرب آن روزگار طنین افکنده بود که دشمن را بر آن داشت تا با اقدامی جسورانه، وی را از صف لشکریان امام جدا سازد. در این جریان، «شَمِر بن شُرَحْبیل (ذی الجوشن)» فردی به نام «عبداللّه بن ابی محل» را که حضرت امّ ‏البنین علیهاالسلام عمه او می‏شد، به نزد عبیداللّه بن زیاد فرستاد تا برای حضرت عباس علیه‏السلام و برادران او امانی دریافت دارد. سپس آن را به غلام خود «کَرْمان» یا «عرفان» داد تا به نزد لشکر عمر سعد ببرید.

شمر امان نامه را گرفت و به عمر سعد نشان داد. عمر سعد که می‏ دانست این تلاش‏ها بی ‏نتیجه است، شمر را توبیخ کرد؛ زیرا امان دادن به برخی نشان از جنگ با بقیه است. شمر که می‏ انگاشت او از جنگ طفره می‏رود، گفت:

«اکنون بگو چه می‏کنی؟ آیا فرمان امیر را انجام می‏دهی و با دشمن می‏جنگی و یا به کناری می‏روی و لشکر را به من وامی‏گذاری؟» عمر سعد تسلیم شد و گفت: «نه! چنین نخواهم کرد و سرداری سپاه را به تو نخواهم داد. تو امیر پیاده ‏ها باش!» شمر امان نامه را ستاند و به سوی اردوگاه امام به راه افتاد. وقتی رسید، فریاد برآورد: «أَیْنَ بَنُوا أُخْتِنَا»؛خواهرزادگان ما کجایند؟

حضرت عباس علیه‏السلام و برادرانش سکوت کردند. امام به آن‏ها فرمود: «پاسخش را بدهید، اگر چه فاسق است». حضرت عباس علیه‏ السلام به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: «خدا تو و امان تو را لعنت کند! آیا به ما امان می‏دهی، در حالی که پسر رسول‏ خدا صلی الله علیه و آله امان ندارد؟!» شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس علیه‏ السلام و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.

 

زندگینامه ابوالفضل (ع)

زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع)

چگونگی شهادت

در روز عاشورا چون تشنگی بر حسین و یارانِ او سخت گشت، کودکان به امام علیه‏ السلام شِکوِه آوردند و از فَرط عطش می نالیدند. امام، عباس علیه‏ السلام را صدا کرد و فرمود تا با چندنفر به فرات برود و برای تشنگان آب بیاورد. عباس با ده سوار همراه شد و مَشک‏ها را برداشت و چون به مدخل آبِ فرات رسید، یارانِ ابن ‏زیاد بر کنار فرات نشسته بودند و شریعه را بر حرمِ رسولِ خدا بسته بودند. چون عباس را دیدند، بر او حمله کردند. عباس پس از آن رجزی خواند و بر آنها حمله کرد. … آنگاه که از شریعه فرات بیرون آمد و مشک بر دوش داشت دشمنان از هر طرف او را تیرباران کردند و در همین حال کسی بر او حمله کرد و دست راست او را برید و حضرت مشک را با دست چپ گرفتند در حالی که تمام فکر حضرت به حرم ابا عبدالله بود تا بر تشنگان آب برساند در این حال شخص دیگری حمله کرد و دست چپ حضرت را برید و حضرت بر زمین افتاد و مشک را بر دهان گرفت. در این حال عمر سعد ندا داد که مشک را تیرباران کنند در این زمان بود که عمودی آهنین بر فرق سر حضرت فرود آوردند… وقتی که امام حسین (علیه السلام) بر بالین خون آلود حضرت عباس ( علیه السلام) حاضر شد، فرمود: اکنون کمر من شکست؛ الان انکسر ظهری و قلت‏حیلتی.

مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

حضرت سجاد علیه السلام هنگامی که برای تدفین شهدا به کربلا آمده بود، با این که به بنی ‏اسد اجازه داد در دفن شهیدان او را یاری کنند، ولی برای دفن امام حسین و حضرت عباس ‏علیهما السلام به آنها اجازه مشارکت نداد، وقتی پرسیدند تو تنها چگونه می‏توانی؟ فرمود: «ان معی من یعیننی‏» با من کسی هست که کمکم کند.(فرشتگان عالم غیب به یاریم می‏آیند.)

مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس در نزدیکی قبر برادرش امام حسین علیه السلام در کربلاست.

 

منبع :بیتوته

گردآوری :نسیم فان

 

 

انتشار برای دوستان

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - پارس تمز