تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علی علیه‌السلام)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
خانه » اخبار » تعرض شیطانی به دختر جوان درشب تولدش !!!

برای دریافت جدیدترین اخبار و بروزترین عکس بازیگران و کلیپ ها در تلگرام نسیم فان عضو شوید

عضویت در کانال تلگرام نسیم فان

تعرض شیطانی به دختر جوان درشب تولدش !!!

تعرض شیطانی به دختر جوان درشب تولدش !!!

تعرض شیطانی به دختر جوان درشب تولدش !!!

تعرض شیطانی به دختر جوان درشب تولدش !!!

تعرض شیطانی به دختر جوان درشب تولدش !!!

پس از قبولی دختر شهرستانی در دانشگاه دختر ۱۹ ساله مجبور به ترک خانه وخانواده ی خود شد وی باپسری که سه ترم از او بالاتر بود آشنا شد .

پس از گرفتن دیپلم، به دانشگاه راه پیدا کردم و در مقطع کارشناسی در یکی از شهرهای استان گلستان پذیرفته شدم. از این که می خواستم به دانشگاه بروم، خیلی خوشحال بودم، اما پدر و مادرم در عین خوشحالی، نگران به نظر می رسیدند چراکه برای اولین بار من از آن ها جدا می شدم و مجبور بودم در شهر دیگری دور از خانواده ام زندگی کنم. آن زمان، علت نگرانی مادرم را نمی فهمیدم و فقط به پیشرفت در زندگی می اندیشیدم. اما با ورودم به دانشگاه، حرف ها و نصایح مادرم را نادیده گرفتم و با برقراری رابطه غیراخلاقی، تمام هستی و آبرویم را از دست دادم و…

دختر ۱۹ساله ای که نگرانی و اضطراب سراسر وجودش را فرا گرفته بود و با التماس سخن می گفت، در تشریح ماجرای دوستی اش با پسری شیاد، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری جهاد مشهد گفت: سال اول دانشگاه بودم و مدتی از رفتنم به شهرستان می گذشت که یک روز در مسیر رفتن به دانشگاه، با پسری که سه ترم بالاتر از من بود آشنا شدم. او هم اهل مشهد بود و برای تحصیل در شهرستان، منزلی را اجاره کرده بود. فرزاد پسری شیک پوش و مودب بود و با خودرو خودش به دانشگاه رفت و آمد می کرد. او چندین مرتبه مرا با خودروی گران قیمتش از دانشگاه به خوابگاهم رسانده بود که یک روز در مسیر راه از من شماره تلفن پدرم را برای خواستگاری گرفت. من از این موضوع خیلی خوشحال شدم و رابطه ام با او بیشتر شد چراکه اعتماد مرا جلب کرده بود و همیشه می گفت به زودی ما با هم ازدواج می کنیم. در این میان، هر زمان که قصد خرید و یا کاری داشتم، او مرا همراهی می کرد. این گونه بود که دوستی و رابطه ما صمیمانه شده بود. فرزاد با دادن هدیه های گران قیمت، مرا بیشتر وابسته خودش می کرد و من هم با اطمینان او را به عنوان نامزدم در بین دوستانم معرفی می کردم.با وعده های فرزاد هر روز امیدوارتر می شدم که به زودی به خواستگاری ام می آید. یک شب فرزاد در یک کافی شاپ با من قرار گذاشت تا در آن جا با هم در مورد برنامه های خواستگاری و ازدواج صحبت کنیم. با ورودم به کافی شاپ متوجه حضور دوستانم نیز شدم که در آن موقع فرزاد با آوردن کیک تولد و برگزاری جشن، مرا غافلگیر و خوشحال کرد. آن شب به من و دوستانم خیلی خوش گذشت. بعد از پایان جشن، فرزاد مرا به خوابگاه برد اما دیروقت بود و در خوابگاه بسته بود، قصد داشتم سرایدار را از خواب بیدار کنم که فرزاد مانعم شد و گفت اگر در بزنی باید تا صبح پاسخ سوال های مسئول خوابگاه را در مورد دیرآمدنت بدهی، از این رو او پیشنهاد داد که به خانه او بروم و شب را در آن جا بمانم، خودش هم به خانه دوستش می رود. با قبول این پیشنهاد، به سوی خانه فرزاد حرکت کردیم و پا به خانه ای گذاشتم که با نیرنگ و فریب فرزاد، تمام هستی ام را از دست دادم. سپس او عنوان کرد که بعد از پایان امتحانات به خواستگاری ام می آید و ما خیلی زود ازدواج می کنیم.اکنون با گذشت ۱۵روز از پایان امتحانات او نه تنها خودش را پنهان کرده که حتی جواب تلفنم را هم نمی دهد. حالا نمی‌دانم به پدر و مادرم چه بگویم و از شما کمک می خواهم تا…

منبع:رکنا

 

افشاگری بازیگر سرشناس زن درباره ی تجاوز به وی توسط تهیه کننده معروف هالیوود!!+عکس

آماررابطه جنسی پسران و دختران ایرانی دانش آموز در مرز هشدار!!!+عکس

تجاوز بازیکنان فوتبال به زن جوان درهتل!!+عکس

تجاوز به کیم کارداشیان و گروگانگیری وی!!!+ عکس

جنایت صاحب رستوران معروف و تجاوز جنسی به دودخترجوان!!!

تجاوز وحشیانه به کیانا دختر ۷ ساله و قتل او در نیشابور + عکس

انتشار برای دوستان
امتیاز 5.00 ( 1 رای )
اشتراک گذاری مطلب

پاسخی بگذارید

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
☆☆☆ برای ورود به کانال 250 هزار عضوی ما کلیک کنید ☆☆☆